ادعای پیدا شدن محل دفن 360 شهید که به دلیل اعتراض به رژیم سلطنتی تیرباران شده اند
کیهان امروز ادعا کرد که محل دفن 360 شهید که در اعتراض به رژیم سلطنتی تیرباران شده اند پیدا شده است. این داستان را باید با تردید مورد توجه قرار داد. بعد از سی سال بناگاه محل دفن این شهدا پیدا می شود. تا بدانجا که به تاریخ انقلاب مربوط می شود، در دوره انقلاب ما شاهد حادثه ای مانند کشتار دسته جمعی سال 1367 نبودیم. کشته های حوادث انقلاب مشخص بود و جنازه ها نیز به خانواده ها تحویل داده شد. حتی در مورد شدیدترین کشتار زمان انقلاب که شاه بیشترین خشونت را به خرج داد، یعنی حادثه 17 شهریور 1357، امارهای رسمی ارائه شده از سوی بنیاد شهید جمهوری اسلامی رقمی حدود 70 تا 80 نفر را مشخص می سازد که در آن مورد نیز جنازه ها به خانواده ها تحویل داده شد. پس چه دلیلی وجود دارد که چنین داستانی انتشار یابد؟ این خبر از جهاتی درست است. چنانکه کیهان ادعا کرده است، این قبرها مربوط به تعدادی از اعدام شدگان از جمله بیژن جزنی و اعضای فداییان خلق و برخی دیگر از زندانیان سیاسی است که رد سال 1354 اعدام شده اند. ولی اولا این اعدامها یکباره اتفاق نیفتاده است. دیگر اینکه این قبرها در سالهای اولیه انقلاب مشخص بود، ولی به دلیل کینه ای که رژیم از گروههای مخالف خود داشت، آنها را پنهان کرد و نگذاشت کسی به زیارت آنها برود. ولی چه شده است که اکنون مشتاق شده است تا قبر چریکها را معرفی کند؟
علت اصلی را باید در رویگردانی مردم از جمهوری اسلامی و گرایش به گروههای مخالف جستجو کرد. جمهوری اسلامی نیک دریافته است که گروههای مارکسیستی دیگر تهدیدی برای او نیستند. آنچه تهدید محسوب می شود، گروههای سلطنت طلب است. گرایش مردم به سوی ملّی گرایی . باستان گرایی افزایش یافته و از جمهوری اسلامی رویگردان شده اند.
در واقع علت اصلی را باید در عملکرد کنونی جمهوری اسلامی حستجو کرد. این روزها در زبان عامه مردم بسیار داستانها و لطیفه هایی می شنویم که مضمون آنها این است که با عملکرد جمهوری اسلامی و حکومت ولایت فقیه، شاه از جنایاتش تبرئه شد. به عنوان مثال به طنز می گویند شاه را در خواب دیدند که عینک آفتابی به چشم زده است. پرسیدند چرا عینک آفتابی زده اید؟ در قبر که نور نیست. پاسخ داده بود که از بس مردم گفته اند نور به قبرت ببارد، قبرم نورباران است و مجبور شده ام عینک آفتابی بزنم. یا می گویند شخصی درگذشت. وقتی خواست وارد بهشت شود، دید شاه دم در بهشت نشسته است. پرسید شما اینجا چه می کنید؟ مگر نباید در جهنم باشید. شاه پاسخ داد: چرا. من ابتدا به جهنم رفتم ولی الان با دعاهای خیز مردمی که عملکرد جمهوری اسلامی را دیدند، آمرزیده شده ام و تعدادی خوری بهشتی هم به من داده اند. آن شخص پرسید پس چرا اینجا نشسته ای؟ شاه گفت چند سالی است اینجا نشسته ام تا شاید آخوندی از در وارد شود و این حوری ها را برای من عقد کند، ولی در این سالها حتی یک آخوند وارد بهشت نشده است.
معمولا داستانها و لطیفه های یک ملت بیان کننده آمال، احساسات، بغضها، کینه ها و .... آن مردم است. در این داستانها نیز نگاه و احساس این نسل دیده می شود. نگاه مردمی که زمانی به امید رهایی از ستم دست به انقلاب زد و بناگاه خود را گرفتار ستمی مضاعف دید. تمام آمال و آرزوهایش به هدر رفت و شکست خورده و زیان دیده،به ناامیدی و ناکامی گرفتار آمد.
اکنون این نسل وضعیت پیشین خود را با وضعیت کنونی مقایسه می کند. با خود می گوید: درست است که شاه ساواک داشت، ولی ساواک شاه کِی به اندازه دستگاه اطلاعات و سپاه جمهوری اسلامی جنایت کرد؟ درست است که شاه و هزار فامیل اموال مردم را به یغما بردند، ولی کدامیک از آنها در یک اقدام بناگاه 3 هزار میلیارد تومان را به غارت بردند؟ درست است که شاه زندانیانی سیاسی در زندان داشت و افرادی را به قتل رساند، ولی کجا در یک اقدام سه هزار زندانی را کشت؟ (حادثه سال 1367) و کجا به زندانیان تجاوز کرد و آنها را به قتل رساند؟ (حادثه کهریزک).
رویه کیهان و صدا و سیمای جمهوری اسلامی این است که هرگاه با کشوری خارجی مشکل پیدا می کنیم، یک عالمه خبر و اطلاعات درباره جنایات در آن کشور، فساد مقامات آن و مطالبی از این قبیل پیدا می کنند و به زعم خود آن کشور را مفتضح می سازند. در این مورد نیز داستانی مشابه همان خبرسازی ها در جریان است. این خبر بدین معناست که رژیم در مقابل مقایسه وضعیتش با وضعیت رژیم سابق احساس شکست می کند و دوست دارد آمار جنایتهای رژیم سابق را افزایش دهد تا آن آمار نیز اندکی بتواند به آمار رژیم جمهوری اسلامی نزدیک شود و از این راه آبروی جمهوری اسلامی حفظ شود.
براستی که رسواتر از کیهان رسانه ای وجود دارد؟ عقل سلیم و افکار عمومی باید پاسخگو باشد.




